تبليغاتX
چفیه ای به رنگ خون شهید
من نه دل‌نگران سنّتم، نه دل‌نگران تجدّد، نه دل‌نگران تمدّن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند. سعی کنیم که اولاً: انسان‌ها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند می‌تواند بود بهره‌مند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، موسیقی، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر

مصطفی ملکیان

نظرتون درباره این نوشته چیه؟

گوینده اش رو نمیگم خود گفته رو میگم


برچسب‌ها: دل نگرانی یک فیلسوف سکولار
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:27  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 


بسم الله

ما هنر برای هنر را قبول نداریم

ما هنر نشان دهنده فقر پابرهنگان ، هنر مدافع حقوق مستضعفین را قبول داریم

ما این هنر را هنر متعهد می دانیم

در تعریف ما جهان به جهان کفر و جهان اسلام تقسیم نمی شود

جهان ما جهان مستکبرین و مستضعفین است

پس یک خواننده رپ یا یک کمونیست می تواند طرف ما باشد و مستضعف و یک قاری قرآن شیعه دشمن ما

... و مستضعفین وارثان زمین اند

یا علی

لرزه نگاری کمپ سوسنگرد


برچسب‌ها: هنر, مستکبر و متعهد
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:1  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 
بسم الله

ما از  مرگ نمی هراسیم که مرگ ما شهادت است

سید مرتضی آوینی

این رو بزرگ میزنم پشت شیشه ماشینم

یا علی


برچسب‌ها: مرگ ما
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 9:51  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 

بسم الله

سوال شده بود بابا این ملت چپ و راست فحش میدن بعدش میان رای میدن اونم65 درصد چطور این تفسیر میشه کرد؟

حاج طائب گفت یکی از بلندترین سکوی پرش دنیا پرید رفتن ازش پرسیدن چه انگیزه ای داشتی؟

گفت انگیزه چیه من رو هل دادن

گفت آخه ما اومدیم این ملت رو بردیم مسابقه کشتی هل دادیم وسط گود

ایران چند کیلو؟60 کیلو

بردیمش مسابقه کشتی آمریکا و اروپا و... چند کیلو؟120 کیلو

مردم 30 ساله دارن کشتی میگیرن حالا آمریکا رو بلند کردن رو دستشون 60 کیلو 120 کیلو رو بلند کرده داره میکوبه زمین خوب زیر این وزن داره فشار تحمل میکنه داره فحش میده فلان فلان شده من بردی مسابقه با کی اما واقعا داره شاهکار میکنه حریف120 کیلویی رو ضربه داره میکنه بزار 4 تا فحشم بده

واقعا چه مردم خوبی داریم زمان حضرت علی اگر بودن امام غریب نمی موند

یا علی

 


برچسب‌ها: استکبارستیزی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 12:46  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 
یه روز یه نفر از ابراهیم حاتمی کیا پرسید میگن شما انگار دارید کم میارید و دیگه از فیلم دفاع مقدس و...... خسته شده اید و....

ایشون یه داستان گفت و گفت شب کربلای 5 داشتیم عقب نشینی می کردیم سریع که ناگهان یه چیزی پای من رو گرفت نگاه کردم دیدم یه بچه بسیجی نوجوون زخمی پای من رو محکم گرفته از پشت سر هم همه دارن سریع عقب نشینی می کنن هی به من میگفت من رو با خودت ببر منم نمی دونستم چه کنم؟

با بدبختی راضی اش کردم که میرم به دکتر ها می گم بیان و....  دستش رو باز کرد نمی دونم عاقبلش چی شد

بعد ابراهیم گفت هیچ حرفی و هیچ عملی از زور دست اون بسیجی قوی تر نیست برای من

این هم روایت من

شب 24 خرداد 88بوی سوخته گوشت آدم یه بسیجی سوخته

اینا نمیزاره اصلا کم بیارم

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 21:45  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 21:38  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

یک ماهی ست که در حالت استندبای تشریف دارم

یعنی حقوق میگیری چند میلیون و در خانه مینشینی تا صدایت کنند که بیا

کار شروع شد و اینطوری میخایم پروژه های نفتی کشور رو جلو ببریم

اگر قدرتی داشتم بسیاری از مسئولین پروژه ها رو دار میزدم

یک سری آدم بی عرضه که از وطن پرستی و نظام دوستی هیچی ندارن

همین ها از صد تا تحریم بدتر هستن

بدتر از اونم اینکه یه سری از خودمون که ادعامونم میشه کک مون هم نمیگزه

20 روزی ست که رفته ام گلخانه یکی از فامیل ها که تازه زده

بنده خدا نیاز به کمک داشت گیر کرده بود و کمک نداشت

فعلا مجانی اونجام  تصمیم ندارن پول بگیرم

ازدواجم و خواستگاری کنسل شد  الان آمادگی و صلاحیت اخلاقی و اعتقاداتی رو ندارم

هر چی پول داشتم دادم به این بنده خدا خودش حدود 100 میلیونی رفته  و 120 هم وام بانکه

هنوزم کشت نکرده بود خدا رو شکر دیگه تا 8 روزه دیگه کشت میکنیم- خیار-انشاالله

عجب کار خوبیه  از کار توی شرکت های نفتی بهتره حداقل با موجود زنده سرو کار داری و لذت میبری که از بذر و خاک موجود زنده خلق می کنی تازه می فهمم خدا چه لذتی میبره برای خلق ما و چرا ما رو اینقدر دوست داره

1 هفته کار و 14 ساعت استراحت اونم تازه برای خرید لوازم گلخونه

خودم خواستم کمک کنم

برخی سیاست ها تولید رو نابود میکنه این نوسان دلار پدر خریدار رو درآورده 30 درصدی قطعات و ... بالا رفته بذر ها اکثرا هلندی و کود و سم هم بلژیک و ایتالیا و آلمان و ....

اربعینم سر کار  بودم مثل عاشورا و تاسوعا و نیمه شعبان و ....

تصمیم دارم گلخونه بزنم بعدش با درآمدش 1 هیئت دائم برا بسیج محلمون بزنم و بچه بسیجیا رو ساپرت کنم که برا 1 میلیون وام منت هر کس و ناکسی رو نکشن

خستم

خانم محمودی برای افراد ضعیف و نفسی مثل من 1 سر تی فی کیت پدر نفس رو در میاره خواهر!

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 0:48  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 
بسم الله

بالاخره سرتی فیکیت رو گرفتم از معتبرترین شرکت دنیا...در اکتشاف نفت

حالا جز ۱۵-۱۶ نفری هستم که در ایران این مدرک رو داره

واقعا یعنی الان من خیلی مهممم؟؟؟

همیشه حرص میزنیم امروز بازار ارز بودم حرص مردم برای ۱ تومن ارزونتر خریدن دلار....

همیشه حرص میزنیمتا برسیم تا رشد کنیم

اما یادمون میره رشد واقعی چیه

نمی دونم این سرتی فیکیت چقدر باعث میشه گناهان

انبوه من بخشیده بشه ... میدونم هیچی

یا ......

مغرورتر و افسار گسیخته تر میشم

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 21:44  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 

ببخشید ولی خاک بر سرمان!

نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر 1389 ساعت 17:51 شماره پست: 195

سلام

محرم یه جورایی شبیه ماه  مبارک رمضانه نیومده حال و هواش می یاد اصلاً احساس می کنی خبری شده می فهمی باید آماده باشی البته یکی می گفت اونایی که هنوز دلشون نمرده این رو می فهمن! و من نقل قول میکنم نه اینکه من میفهمم!

تا اینجا خوب است ولی به قول یه بنده خدایی، خاک بر سرمان که ما هنوز در کربلای سال 61 هجری قمری مانده ایم

واقعیت این است که "نه اینکه مانده ایم" بلکه مانند افرادی گنگی بریدن سر حسین را نظاره گر شده ایم و هنوز حرکتی نمی کنیم برای انتقام! و این جا حرف شهید آوینی را که  تاریخ بر عاشورا مانده است! معنی دار می شود!

آری حدود 1400 سال گذشته و هر روزمان مصداق "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" است

مگر نه اینکه این حدیثی از امامی معصوم از خطا می باشد

آری هر روز در عاشورا گیر می کنیم ؛ نه هر لحظه گیر می کنیم؛ که سمت چه کسی را بگیریم؟ سمت حسین را که هیچ نمی دهد به تو ؛ نه زیوری دنیوی ؛ نه طلایی؛ نه مدی نه ریاستی ؛یا سمت یزید را بگیریم که همه چیز می دهد!

نکند یزید ما همان نفسمان باشد و ما را در تنگنای درون خودمان گیر انداخته باشد و ما هر روز سر حسین اعتقاداتمان را می بریم تا کام روا شویم و یزیدی تر!

نکند مدها، نیم وجب بلندی و کوتاهی مانتوها، تیپ ها، آرایش ها، پول ها، ریاست ها، همه یزیدی هستند که ما بهشان لبیک گفته ایم و حسینی که قرار است بیاید، 1000 سال است قرار است بیاید، ولی ما حتی یادمان نیست؛ به همین دلیل نمی آید!

و شاید امام دانسته این یاران فریفته همان یزید نفس شان ؛یزید دنیا؛ شده اند که در ازای لبی و رخی و مانتو و شلواری و مدی امام می فروشند! و دیگر گول 20000 نامه کوفیان را نمی خورد که حال 20 میلیون ختم صلوات شده! - که سهم شما 14 صلوات و ارسال به 14 نفر شده! مگر ولی عصر به صلوات من و تو نیاز داره نه نه نه نه نه نه نه نه - و دیگر گول ما را نمی خورد و دانسته ما بیخود العجل العجل یا مولا!می کنیم و به وقتش امام میفروشیم به لعل لبی !

آری دوباره باید شروع کرد! محرم نزدیک ست و من به دنبال معنای کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاهستم

آری این بار دیگر در عاشورا سر حسین روی نیزه نمی رود به قول شهید آوینی " اینجا بود که عاشورا تکرار میشد اما این بار امام حسین (ع) به شهادت نمی رسید بسیجی ها بودند گردان گردان ...لشکر لشکر....."

و این وعده صادق الهی ست و کربلا مگر غیر از نبرد حق و باطل می باشد؟

و این وعده صادق الهی ست ولی در آغاز کربلای مهدی(عج)نقش ما چیست؟ آبا با گفتن شرمنده ایم شهدا کار تموم و مشکل حله؟

و ما حالا با مسلم بن عقیل مهدی چگونه تا می کنیم؟

السلام علیک یا م ح م د بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین (ع)

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان و حفظ قائدنا الخامنه ای

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 22:49  توسط برجک زنی با لباسی خاکی  | 
و

شام

در

راه

است

..........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 13:47  توسط برجک زنی با لباسی خاکی